کانون کفا

» 2018 » دسامبر

  • تاریخ : ۴ام دی ۱۳۹۷
  • موضوع : کانون فا
  • بازدید :


پیشرانه هر دو نوع GLC 63 کوپه و شاسی‌بلند از سایر ۶۳ها به عاریت گرفته شده است. این پیشرانه ۴ لیتری V-8 تویین توربو، اقتباسی کامل از انواع سدان و کوپه C63 است. توان خروجی این موتور برابر ۴۶۹ اسب بخار و گشتاور حاصل نیز چیزی در حدود ۶۵۰ نیوتن-متر است.

مرسدس AMG GLC63
گشتاور مذکور از دور موتور ۱۷۵۰ تا ۴۵۰۰ قابل دسترسی است. توان این موتور با نصب در نسخه S، تا ۵۰۳ اسب بخار و ۷۰۰ نیوتن-متر افزایش یافته است.
اهدا کننده بعدی عضو حیاتی به این خودرو، E63 سوپرسدان است که گیربکس ۹ سرعته اتوماتیک و سامانه چهارچرخ محرک ۴Matic+ را به GLC اهدا نموده است. یک مجموعه کلاچ چندصفحه‌ای وظیفه مبدل گشتاور را برعهده گرفته تا مدت زمان تعویض دنده‌ها و اتلاف توان موتور به حداقل برسد.
این مجموعه در حدود ۶۰ درصد گشتاور را به جلو تحویل می دهد. البته در اکثر حالات، این خودرو از توزیع نیرو متمایل به چرخ‌های عقب بهره می‌گیرد و این موضوع با عبور از مسیرهای بارانی بخوبی قابل تشخیص است.

مرسدس AMG GLC63
در نسخه GLC63 S شاهد یک دیفرانسیل عقب لغزش محدود کنترل شده الکتریکی هستیم و نسخه‌های دیگر با یک LSD استاندارد عرضه می‌شوند.

مرسدس AMG GLC63
حالات رانندگی مختلفی همچون کامفورت، اسپرت، اسپرت پلاس و حالت تنظیمات اختصاصی وجود دارند که اگر به اندازه کافی هیجان انگیز نیستند، شما می‌توانید حالت ریس را برگزینید؛ در این وضعیت، میزان شاخصه‌های تهاجمی پیشرانه، گیربکس، سیستم تعلیق، کنترل پایداری و سامانه چهارچرخ محرک، تا حداکثر مقدار ممکن ارتقا می‌یابد.

مرسدس AMG GLC63
سیستم تعلیق این خودروی ۲۰۴۱ کیلوگرمی، در جلو به صورت اتصال چندگانه و در عقب به فنرهای بادی و کمک فنرهای تطبیق‌پذیر مجهز شده است. شاسی و بدنه بسیار مستحکم بوده و فنرهای بادی موجب تنظیم نرخ فنرها و کمک فنرها می‌شود.

مرسدس AMG GLC63
جلو پنجره میله عمودی پانامریکانا که با AMG GT به عرصه ظهور رسید، چهره جذابی به این خودرو بخشیده است. زه باریک روی گلگیر جلو به طرز زیبایی در دور تا دور قسمت زیرین خودرو امتداد یافته و به همنوعان عقبی خود پبوند خورده است. همچنین یک اسپویلر نیز در بالای شیشه درب پشتی خودرو خودنمایی می‌کند.

مرسدس AMG GLC63
در داخل کابین نیز همه چیز به همان صورت استاندارد AMG است. مدل‌های S با یک نشان ویژه در موقعیت ساعت ۱۲ غربیلک فرمان متمایز شده‌اند. تریم فیبر کربنی به صورت سفارشی قابل نصب است و همه نمونه‌ها در حالت استاندارد ملبس به روکش صندلی‌ از نوع faux-suede هستند.

در بخش خارجی نیز پکیج های نایت با اجزای ویژه مشکی رنگ و بسته تزییناتی فیبر کربنی قابل سفارش هستند. همچنین صندلی‌های بسیار راحت و مخصوص AMG به همراه کابین تمام چرم، از جمله موارد برجسته گنجانده شده در پکیج پرفورمنس استودیو محسوب می‌شوند.

مرسدس AMG GLC63
رینگ‌های ۱۹ و ۲۰ اینچی به صورت استاندارد عرضه شده و رینگ‌های ۲۱ اینچی فورج شده با پرداخت مشکی رنگ قابل سفارش هستند.

مرسدس AMG GLC63
چیزی که مشخص است این است که GLC63 S تصمیم دارد تا خیلی سریع باشد. مرسدس تصدیق نموده که در حال حاضر پورشه ماکان تنها رقیب این خودرو است. آئودی SQ5 و جگوار F-Pace در حدود ۱۰۰ اسب ضعیف‌تر هستند. AMG ادعا می‌کند که GLC63 S coupe شتاب ۰ تا ۹۶km/h معادل ۳٫۷ ثانیه را ثبت نموده است و این دقیقا برابر رکورد پورشه ماکان مجهز به پکیج پرفورمنس است.

رکورد یک چهارم مایل نیز زیر ۱۲ثانیه تخمین زده می‌شود. البته تمام این رکوردها به کمک لانچ کنترل میسر شده است. همچنین بسیاری از تکنولوژی‌های ایمنی موجود در سایر خودروها را یکجا در این خودرو مشاهده خواهید نمود و این مورد مایه تحسین و تعجب شما را فراهم خواهد نمود.

مشخصات مرسدس-ای‌ام‌جی GLC 63 S

  • پیشرانه: ۸ سیلندر ۴ لیتری بای توربو
  • قدرت: ۵٫۳ اسب بخار در دور موتور ۵,۵۰۰ تا ۶,۲۵۰ دور بر دقیقه
  • گشتاور: ۷۰۰ نیوتن متر در دور موتور ۱,۷۵۰ تا ۴,۵۰۰ دور بر دقیقه
  • گیربکس: ۹ سرعته اتوماتیک اسپید شیفت AMG
  • انتقال نیرو: ۴MATIC+ all-wheel drive
  • شتاب ۰ تا ۹۶ کیلومتر بر ساعت: ۳٫۷ ثانیه
  • مصرف سوخت (شهر): ۱۴٫۷ لیتر در صد کیلومتر
  • مصرف سوخت (جاده): ۱۰٫۷ لیتر در صد کیلومتر

[دانلود ویدئو]

  • تاریخ : ۴ام دی ۱۳۹۷
  • موضوع : کانون فا
  • بازدید :


خودروهای خانوادگی سطح بالا با قدرت به میدان آمده‌اند تا بتوانند پشت شاسی بلندها را بر زمین بزنند؛ اما سؤالی که وجود دارد این است: آیا پژو ۵۰۸ انتخاب بهتری در مقایسه با فولکس‌واگن آرتئون می‌باشد؟


همین چند سال پیش خودروهای خانوادگی بزرگ به ندرت نادیده گرفته می‌شدند. این خودروها اقدام به جابجایی خانواده‌ها با راحتی بالا و قیمتی مناسب می‌کردند. برخی از آن‌ها دارای استایل شیکی بودند و پیروی خیزش عظیم شاسی بلندها، این دسته از خودروها با آزمون سختی روبرو شده‌اند.

اما هم‌اکنون گروهی از خودروهای خانوادگی بازگشته‌اند. پژو ۵۰۸ جدید یکی از این تازه‌واردهاست که رقبای لوکس‌تری همچون فولکس‌واگن آرتئون را هدف گرفته است.


هر دو خودرو جایگزین‌های مناسبی برای سدان های خانوادگی استاندارد هستند و البته برای جذب خریدارانی که به دنبال طراحی متمایز بوده و درعین‌حال انتظار کابینی جادار و انعطاف کافی دارند وارد میدان شده‌اند.

زمانی که مدل سطح میانی ۵۰۸ دیزلی تست شد نتیجه گرفتیم که این خودرو به خاطر قیمت بالاتر خود پشت رقبا قرار می‌گیرد؛ اما اینجا ما مدل‌های بنزینی ۵۰۸ و آرتئون را شاخ‌به‌شاخ کرده‌ایم تا ببینیم چند مرده حلاج هستند.

هر دو خودرو ظاهری اسپورت و تریم های مشابه از این نظر یعنی GT Line و R-Line دارند. همچنین وجود پیشرانه‌های بنزینی هم باعث می‌شود انتظار سواری خوبی را از دو خودرو داشته باشیم. خب برای تعیین برنده نهایی با ما همراه باشید.


پژو ۵۰۸ فست بک تمرکز آشکاری روی ظاهر تیز و کابین لوکس دارد اما آیا این برای پیروزی کافی است؟ ما نسخه‌ی GT Line را تست کرده‌ایم که قیمت پایه‌ی ۳۱۲۳۹ پوندی داشته و از پیشرانه‌ی بنزینی ۱۷۹ اسبی و گیربکس اتوماتیک استفاده می‌کند.

طراحی و مهندسی
با جلوپنجره‌ی برجسته و چراغ‌های گیرای جلو و نازک عقب، ۵۰۸ یکی از متمایزترین خودروهای کلاس خود بوده و از نظر طراحی در قلمروی شاسی بلندهای ۳۰۰۸ و ۵۰۰۸ قرار می‌گیرد. تنها رقیب واقعی این خودرو از نظر طراحی در این کلاس آرتئون است.


۵۰۸ جدید از سیستم تعلیق مک فرسون در جلو و چند اتصالی در عقب سود برده و از این نظر مشابه فولکس‌واگن است. البته ۵۰۸ به‌صورت سفارشی با سیستم تعلیق تطبیقی ۸۲۰ پوندی نیز در دسترس می‌باشد.


با بهای ۳۱۲۳۸ پوندی، این خودروی فرانسوی ارزان‌تر از آرتئون ۳۴۵۹۰ پوندی با تریم R-Line می‌باشد. این امر باعث می‌شود پژو از نظر ارزش در برابر مبلغ پرداختی مزیت داشته باشد زیرا از تجهیزات بیشتری سود می‌برد.


از جمله تجهیزات استاندارد ۵۰۸ می‌توان به ناوبری ماهواره‌ای، اپل کارپلی و اندروید اتو، سیستم تهویه مطبوع و کروز کنترل، پشت آمپرهای دیجیتال ۱۲٫۳ اینچی، حسگرهای پارک جلو و عقب، ترمز خودکار، شارژ بی‌سیم گوشی هوشمند، چراغ‌های LED، ورود بدون کلید و دوربین دنده‌عقب اشاره کرد. این خودرو کمی مجهزتر از فولکس است چراکه موارد ورود بدون کلید و دوربین دنده‌عقب با پرداخت مبلغ اضافی در آرتئون عرضه می‌شوند.


از نظر کیفیت متریال بکار رفته در کابین پژو به خوبی فولکس‌واگن نیست چراکه در برخی نقاط کابین از پلاستیک‌های براق استفاده شده که اثرانگشت روی آن باقی مانده و ارزان‌قیمت نشان می‌دهند؛ اما استفاده از پارچه روی درب‌ها و داشبورد این حس را خنثی می‌کند. همچنین کابین ۵۰۸ طراحی بسیار جذابی داشته و صفحه‌نمایش ۱۰ اینچی بزرگ نقش محوری را ایفا می‌کند.

سواری و رانندگی

متأسفانه یکی از جنبه‌های نامطلوب کابین پژو موقعیت رانندگی آن است. فرمان کوچک پایین داشبورد دیجیتال قرار داشته و خیلی پایین است. در زمان راندن خودرو نیز احساس غیرطبیعی‌ای ایجاد می‌شود. اگرچه طراحی i-Cockpit پژو در خودروهایی همچون ۳۰۰۸ خوب به نظر می‌رسد اما اینجا مناسب رانندگان قدبلند نیست.


فرمان کوچک و تیز خودرو به معنی تداعی حس چابکی است. هندلینگ خودرو نیز خوب است اما نبود دقت به این معنی است که راندن ۵۰۸ در جاده به آسانی آرتئون نخواهد بود.

این خودرو اکثراً عملکرد مناسبی در مسیر دارد و در حالت کامفورت نیز تقریباً به اندازه‌ی فولکس ریلکس است؛ اما افتادن در دست اندازهای بزرگ به معنی ناهنجاری کابین است اما هر دو خودرو در بزرگراه و چاله‌های کوچک عملکرد خوبی دارند.


پیشرانه‌ی ۱٫۶ لیتری بنزینی پژو صدای زیادی وارد کابین نمی‌کند بنابراین آرامش خودرو در سرعت‌های بالا خوب است. صدای پیشرانه در دورهای بالا زیاد شده و از آنجایی که حداکثر قدرت در دور ۵۵۰۰ به دست می‌آید بنابراین نیازمند تحت‌فشار قرار دادن بیشتر پیشرانه در مقایسه با آرتئون خواهید بود. قدرت ۱۸۷ اسبی فولکس از یک پیشرانه‌ی ۲ لیتری و در دور ۴۱۸۰ به دست می‌آید.

شتاب صفر تا ۹۶ کیلومتر در ساعت ۵۰۸ نه‌دهم ثانیه کندتر از رقیب بوده و وجود سیستم لانچ کنترل در آرتئون به معنی حرکت بهتر است. گیربکس DSG این خودرو نیز تعویض‌های سریع‌تری در مقایسه با پژو دارد. به دلیل قدرت و گشتاور کمتر، ۵۰۸ در تست‌های بین دنده‌ای هم عملکرد کندتری دارد اما هنوز هم قدرت آن کافی است.

فضای کابین و بار

اگرچه هر دو خودرو شبیه سدان ها به نظر می‌رسند اما در واقع هاچبک هستند. در نگاه اول فضای مشابهی وجود دارد اما فضای بار ۴۸۷ لیتری پژو کمتر از فولکس است چراکه آرتئون با فضای بار ۵۶۳ لیتری عرضه می‌شود.


از نظر فضای بخش عقب کابین فولکس برتر است زیرا پژو فضای سر یا پای زیادی ندارد. هر دو خودرو برای نشستن افراد بالغ به حد کافی جادار است اما خب خط سقف خمیده باعث شده شیشه‌های عقب کوچک‌تر باشند بنابراین نور زیادی به بخش عقب کابین نمی‌رسد.

سیستم‌های ایمنی

تجهیزات ایمنی از جمله نقاط قوت پژو ۵۰۸ هستند به گونه‌ای که این خودرو از ترمز اضطراری خودکار، دستیار حفظ خودرو بین خطوط و هشدار فاصله به‌صورت استاندارد سود می‌برد. همچنین پکیج ایمنی پلاس در دسترس است که شامل تشخیص نقاط کور، نوربالای خودکار و تشخیص علائم ترافیکی می‌باشد.

این خودرو هنوز توسط یورو انکاپ تست نشده اما انتظار داریم عملکرد خوبی داشته باشد. پژو در نظرسنجی میزان رضایت ۲۰۱۸ اتواکسپرس امتیازهای کمی دریافت کرده و از بین ۲۶ خودروساز در رتبه ۱۷ قرار گرفته است.

هزینه‌های نگهداری

قیمت ۵۰۸ کمتر از آرتئون بوده و میزان آلایندگی آن نیز کمتر است. این خودرو از ۲۶ درصد مالیات کمتر برخوردار است. بسیاری از این خودرو برای استفاده‌های ناوگانی خریداری می‌شوند بنابراین میزان مالیات کمتر یک فاکتور کلیدی است.

البته افت قیمت فولکس‌واگن آرتئون کمتر است و پس از سه سال مالکیت شاهد کاهش قیمت کمتر فولکس خواهیم بود.

  • فولکس‌واگن آرتئون


این خودرو قبلاً وارد قلمروی محصولات لوکسی همچون آئودی A5 اسپورت‌بک و ب‌ام‌و سری ۴ شده اما این بار در برابر رقیبی فرانسوی قرار گرفته است.

طراحی و مهندسی
درست همانند ۵۰۸ که از معماری مشابه با دیگر محصولات پژو استفاده کرده، آرتئون هم دارای پلتفرم MQB است که در بسیاری از خودروها همچون گلف دیده شده است.


فولکس‌واگن نیز همانند رقیب از سیستم تعلیق مک فرسون در جلو و چند اتصالی در عقب سود برده است. مدل حاضر در تست به‌صورت سفارشی از دامپرهای تطبیقی ۸۲۰ پوندی سود برده است که می‌تواند بسته به حالت انتخابی راننده سواری نرم یا سفتی داشته باشد.


پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۲ لیتری توربوی این خودرو قدرت ۱۸۷ اسبی و گشتاور ۳۲۰ نیوتون متری دارد. این پیشرانه به یک گیربکس ۷ سرعته دوکلاچه متصل است؛ بنابراین اگرچه آرتئون گران‌تر است اما قدرت و گشتاور بیشتری دارد. البته این خودرو با وزن ۱۶۰۱ کیلویی سنگین‌تر از ۵۰۸ با وزن ۱۴۲۰ کیلوگرم می‌باشد.


مدل R-Line هم‌رده با مدل GT-Line پژو ۵۰۸ بوده و از تجهیزاتی همچون حسگرهای پارک، ناوبری ماهواره‌ای، کروز کنترل تطبیقی و سیستم تهویه مطبوع، صندلی‌های چرمی گرم شونده و چراغ‌های جلوی LED برخوردار می‌باشد. آرتئون همچنین دارای ارتباط بلوتوث، ارتباط گوشی هوشمند و پشت آمپرهای دیجیتالی ۱۲٫۳ اینچی است.


بخش بالای داشبورد و درب‌ها از متریال نرم ساخته شده و پلاستیک‌های سخت تنها در بخش‌های پایینی کابین که به ندرت با آن‌ها سر و کار خواهید داشت دیده می‌شوند. این موضوع به همراه سیستم اطلاعات سرگرمی عالی باعث شده آرتئون لوکس‌تر از حریف به نظر برسد. موقعیت رانندگی فولکس بسیار بهتر بوده هرچند کمی در ارتفاع بالا قرار می‌گیرید.

سواری و رانندگی

فرمان بزرگ‌تر آرتئون و دقت بیشتر آن اگرچه احساس زیادی ندارد اما طبیعی‌تر به نظر می‌رسد و هیجان بیشتری هم دارد. چسبندگی خودرو بالا بوده و پیشرانه هم صدای بیشتری تولید می‌کند.

آرتئون در تست‌های پیست بسیار بهتر از ۵۰۸ عمل می‌کند و شتاب بهتری دارد. در شتاب گیری‌های بین دنده‌ای نیز به خاطر تعویض‌های سریع آرتئون شاهد پرفورمنس بهتر این خودروی آلمانی هستیم.


گیربکس DSG در حالت دستی بهتر بوده و فاقد برخی ناهنجاری‌های حالت اتوماتیک می‌باشد. دامپرهای تطبیقی هم ارزش اضافه پرداخت را دارند زیرا در حالت کامفورت عملکرد خوبی را حتی در بدترین جاده‌ها به نمایش می‌گذارند. در کل آرتئون سواری راحت‌تری نسبت به رقیب فرانسوی دارد.


البته انتخاب حالت نرمال یا اسپورت باعث تغییر وضعیت شده زیرا هندلینگ تقریباً ثابت می‌ماند اما سواری خودرو کمی ناراحت می‌شود زیرا دامپرها سفت‌تر می‌شوند.


گزینه‌های زیادی برای شخصی‌سازی سواری خودرو وجود دارد بنابراین می‌توان اسپورت ترین و راحت‌ترین گزینه‌ها را انتخاب کرد.

فضای کابین و بار

آرتئون صندوق بزرگ‌تری داشته و همین برتری را در زمان خواباندن صندلی‌ها هم حفظ می‌کند. البته فضای بار ۱۵۵۷ لیتری این خودرو تنها ۲۰ لیتر بیشتر از ۵۰۸ است. درب برقی آرتئون قیمت ۹۰۰ پوندی دارد که دو برابر قیمت آپشن مشابه در پژو است. البته این آپشن ارزش قیمتش را ندارد.

سرنشینان داخل آرتئون فضای بیشتری خواهند داشت. احساس روشن‌تر و فراخ بودن کابین در آرتئون به انسان دست می‌دهد که این امر به خاطر کنسول مرکزی کوچک‌تر ایجاد شده است.


این خودرو به‌صورت استاندارد از زاپاس فول سایز استفاده می‌کند درحالی‌که پژو از زاپاس کوچک استفاده می‌کند.

سیستم‌های ایمنی

در نظرسنجی رضایت ۲۰۱۸، فولکس رتبه‌ی کلی پنجم را از میان ۲۶ برند به دست آورد که بسیار بهتر از عملکرد پژو است.

این خودرو در یورو انکاپ ۵ ستاره به دست آورده و از جمله تجهیزات ایمنی استاندارد آن می‌توان ترمز اضطراری خودکار با هشدار برخورد، دستیار حفظ خودرو بین خطوط، کروز کنترل تطبیقی و ۷ کیسه هوا را برشمرد. البته دستیار تشخیص نقاط کور بخشی از پکیج ۵۱۰ پوندی سفارشی است.

هزینه‌های نگهداری

این دو خودرو از نظر مصرف سوخت رقابت نزدیکی دارند. اگرچه تفاوت بسیار کمی در بحث مصرف سوخت وجود دارد اما قیمت گران‌تر آرتئون به این معنی است که این خودروی آلمانی هزینه‌ی بیشتری را در مقایسه با پژو به خریدار تحمیل می‌کند.

رتبه اول: پژو ۵۰۸

نتایج به دست آمده نزدیک هستند اما پژو مجهزتر بوده و مهم‌تر اینکه ارزان‌تر بوده و هزینه‌های نگهداری کمتری در مقایسه با آرتئون دارد. این خودروی فرانسوی راحت و آرام بوده و رتبه‌ی اول را به دست می‌آورد. ۵۰۸ از نظر فضای کابین و بار نیز نزدیک به رقیب خود می‌باشد. مدل اتوماتیک این خودرو بهتر بوده زیرا با پیشرانه‌ی بنزینی ۱۷۸ اسبی آرام و قوی هماهنگی خوبی دارد.

رتبه دوم: فولکس‌واگن آرتئون

آرتئون سواری بهتر و راحتی و فضای کابین بیشتری داشته و سریع‌تر هم هست اما تمامی این مزیت‌ها با فاصله‌ی کمی در مقایسه با ۵۰۸ به دست آمده‌اند. هزینه‌های نگهداری و قیمت گران‌تر برای خریداران مهم بوده و اینجا آرتئون عقب می‌ماند. این خودرو کمی بهتر از ۵۰۸ بوده اما قیمت بیشتر و تجهیزات کمتر باعث شده در رتبه دوم قرار گیرد.

منبع: autoexpress

  • تاریخ : ۴ام دی ۱۳۹۷
  • موضوع : کانون فا
  • بازدید :


در یک جمله می‌توان گفت پورشه برای فیس لیفت شاسی‌بلند ماکان ۲۰۱۹ خیلی به زحمت نیفتاده است. بله استایل این خودرو در برخی نقاط به‌روز شده و می‌توان آن را مشابه ۹۱۱ و پانامرا دانست و کابین هم بازنگری‌هایی داشته که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان سیستم اطلاعات سرگرمی بهبود یافته را نام برد اما…

پورشه ماکان 2019
از نظر اساسی رقیب بسیار موفق رنجروور اووک همچون مدلی است که در سال ۲۰۱۴ معرفی شده بود و از آن زمان تاکنون حتی از اهداف فروش پورشه نیز فراتر رفته است. البته یک استثنا وجود دارد و آن‌هم اینکه نسخه‌ی دیزلی ماکان دیگر عرضه نمی‌شود.

پورشه ماکان 2019
پورشه بجای مدل دیزلی هم‌اکنون نسخه‌ی ۲ لیتری بنزینی را عرضه می‌کند و همین موضوع نشان می‌دهد که بازار خودروهای دیزلی در همین چند سال اخیر چگونه دگرگون شده است. پورشه هم‌اکنون خودروهایی را که از پیشرانه‌ی طراحی شده توسط رودولف دیزل در سال ۱۸۹۳ استفاده کنند تولید نمی‌کند.

پورشه ماکان 2019
به این ترتیب ارزان‌ترین و کم‌مصرف‌ترین ماکان در دسترس از پورشه‌ی ۲ لیتری توربوی بنزینی استفاده می‌کند. این پیشرانه اساساً همان نسخه‌ای است که در اکثر محصولات گروه فولکس‌واگن، از گلف GTI گرفته تا آئودی TT و سئات آتکا بکار رفته است. البته این قلب آهنین مفهوم کاملاً جدیدی برای ماکان نیست چراکه قبلاً در بازار بریتانیا هم عرضه شده بود. البته چون مشتریان بریتانیایی اکثراً پیشرانه‌ی توربودیزل با گشتاور بیشتر را انتخاب می‌کردند این پیشرانه به محاق رفته بود.

پورشه ماکان 2019
اما حالا ماکان دگرگون شده و شاید پیشرانه‌ی بنزینی از نظر گشتاور کمی در برابر پیشرانه دیزلی کم بیاورد؛ اما این خودرو تفاوت وزنی قابل‌توجهی با نسخه‌ی دیزلی قبلی نداشته و وزن آن در حدود ۱۸۰۰ کیلوگرم است که با توجه به ابعاد و فضای کابین و همچنان تجهیزات استاندارد خودرو کاملاً احساس‌برانگیز است.

پورشه ماکان 2019
اما چیزی که خیلی جلب‌توجه نمی‌کند قدرت پیشرانه (حداقل روی کاغذ) است. پورشه ادعا می‌کند این پیشرانه در دور ۵ هزار قدرت ۲۴۲ اسبی داشته که قدرت آن در مقایسه با نسخه‌های بکار رفته در بسیاری از محصولات گروه فولکس‌واگن گیرا نمی‌باشد. قطعاً زمانی که این پیشرانه در یک محصول پورشه نصب می‌شود باید قدرت بیشتری در مقایسه با محصولی از سئات داشته باشد.

پورشه ماکان 2019
شاید هم پاسخ منفی است زیرا بجای گرفتن حداکثر گشتاور از این قلب آهنین، گشتاور ۳۷۰ نیوتون متری آن در دور ۱۶۰۰ به دست می‌آید و در عین حال کمترین میزان ممکن سوخت را می‌سوزاند. مصرف سوخت این شاسی‌بلند به‌روز شده در صد کیلومتر برابر با ۸ لیتر بوده و در هر کیلومتر نیز ۱۸۵ گرم دی‌اکسید کربن آزاد می‌کند که باعث می‌شود ماکان پایه روی کاغذ کاملاً رقابتی به نظر آید.

پورشه ماکان 2019
سواری خودرو در جاده بهتر از روی کاغذ بوده و سیستم تعلیق ارتقا یافته و فرمان به‌روز شده نیز باعث شده‌اند حس پشت فرمان بهتر باشد. همچنین علیرغم استفاده از پیشرانه‌ای کم‌حجم، ماکان خودروی کندی نیست. شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت این خودروی آلمانی در ۶٫۷ ثانیه ثبت می‌شود که با استفاده از پکیج اسپورت کرونو دودهم ثانیه هم کاهش می‌یابد.

پورشه ماکان 2019
حتی با وجود صدای اگزوزی که خیلی به‌یادماندنی نیست، با فشار پدال گاز در دورهای بالاتر از ۲ هزار شاهد پاسخ سورپرایز کننده‌ای خواهید بود. تقریباً تأخیری در پورشه وجود نداشته و پیشرانه نیز به خوبی با گیربکس ۷ سرعته PDK جفت شده است تا به این ترتیب عملکرد بی‌نقص خودرو تضمین شود.

پورشه ماکان 2019
داخل کابین ماکان ۲۰۱۹ نیز بسیار سطح بالا بوده و برخی بازنگری‌ها در سیستم اطلاعات سرگرمی آن صورت گرفته است. فضای خوبی هم در بخش عقب و فضای بار وجود دارد. کیفیت ساخت عالی و تجهیزات استاندارد زیاد از جمله ویژگی‌های برجسته این خودرو هستند. همچنین همان موقعیت رانندگی فوق‌العاده‌ای که در ماکان ۲۰۱۴ وجود داشت در این خودرو نیز دیده می‌شود.

پورشه ماکان 2019

پورشه ماکان 2019
در کل حتی ملایم‌ترین فیس لیفت ها نیز برای تضمین کیفیت و عملکرد ماکان در کلاس شاسی بلندهای لوکس میان سایز کافی بوده است.

پورشه ماکان 2019

پورشه ماکان 2019
به‌روزرسانی ملایم بدنه‌ی پورشه ماکان ۲۰۱۹ باعث شده این خودرو ظاهر بهتری داشته باشد. پیشرانه‌ی ۲ لیتری بنزینی جایگزین شده بجای مدل دیزلی نیز باعث شده تأثیر منفی روی پرفورمنس وجود نداشته باشد. اگرچه هیچ تغییر رادیکالی در خودرو صورت نگرفته اما همین اصلاحات کوچک نیز برای قرار گرفتن ماکان در صدر کلاس خود کافی بوده است. با قیمت ۴۶۳۴۴ پوندی، شما صاحب خیلی چیزها می‌شوید…

پورشه ماکان 2019

مشخصات پورشه ماکان ۲۰۱۹

  • قیمت: ۴۶۳۴۴ پوند
  • پیشرانه: ۴ سیلندر ۲ لیتری توربوی بنزینی
  • قدرت/گشتاور: ۲۴۲ اسب بخار/۳۷۰ نیوتون متر
  • گیربکس: ۷ سرعته اتوماتیک، چهار چرخ محرک
  • شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت: ۶٫۷ ثانیه
  • حداکثر سرعت: ۲۲۷ کیلومتر در ساعت
  • مصرف سوخت: ۸ لیتر در هر صد کیلومتر

منبع: autoexpress

  • تاریخ : ۳ام دی ۱۳۹۷
  • موضوع : کانون فا
  • بازدید :


رپورتاژ: ب‌ام‌و X3 از سال ۲۰۰۵ که وارد خیابان‌های کشور شد تا به امروز، از محبوب‌ترین شاسی‌بلند‌ها میان ایرانیان بوده است. کسی باور نمی‌کرد روزی لکسوس تازه‌وارد بتواند به رقیبی برای این خودرو تبدیل شود. امروز اما خودروی لوکس تویوتا، در ارزیابی‌های معتبرترین سایت‌ها و نشریات خودرو هم‌رده با ب‌ام‌و معرفی می‌شود و طرفداران خودروهای شاسی‌بلند در ایران را در دوراهی انتخاب بین خرید ب‌ام‌و  X3 و لکسوس NX گذاشته است.


چه نظرات مردمی را مرور کنیم و چه نوشته‌های کارشناسان متخصصان خودرو را بخوانیم، اکثریت آرا در این رقابت، لکسوس را برنده طراحی و زیبایی ظاهری معرفی کرده است. کاربری در سایت autotrader نوشته است: «به عنوان یک متعصب و وفادار همیشگی ب‌ام‌و، اعتراف به زیبایی فضایی لکسوس برایم بسیار دردناک است». باید گفت خودروهای ساخت بی ام و همیشه از بهترین تولیدات بازار بوده‌اند اما به جز مواردی خاص هرگز در زمره زیباترین‌ها قرار نگرفته‌اند. اگرچه X3 در هر نسل جدید جذابیت ظاهری بیشتری نسبت به گذشته پیدا کرده است.

BMW X3 xDrive28i vs Lexus NX200t
از ظواهر که بگذریم، X3 کیفیت ساخت و قطعات داخلی بهتری نسبت به لکسوس دارد. سیستم صوتی باکیفیت، صندلی‌های راحت‌تر و فضای بازتر کابین، از مزایای خرید ب‌ام‌و X3 در مقایسه با لکسوس NX است. البته طراحی داخل لکسوس هم به اندازه ظاهرش جذاب است. موتور مجهز به توربوی لکسوس NX200t حجم دولیتری دارد و توان ۲۳۵ اسب بخار تولید می‌کند و ارائه شده که دارای حجم ۲ لیتری است که توانی برابر با ۲۴۵ اسب بخار تولید می کند. البته مدل ۳۰۰H لکسوس NX پیشرانه هیبریدی دو و نیم لیتری دارد و به گیربکس CVT وصل است. X3 هم دارای پیشرانه دو لیتری TwinPower توربو با توان ۲۴۵ اسب بخار می‌باشد. اما فرزتر عمل می‌کند، سریع‌تر شتاب می‌گیرد و لکسوس را پشت سر می‌گذارد. حدکثر سرعت NX200t و X3 به ترتیب ۲۰۰ و ۲۳۰ کیلومتر در ساعت است.

BMW X3 xDrive28i vs Lexus NX200t
در کل تجربه رانندگی با X3 بسیار دلپذیرتر از لکسوس است. گیربکس و هندلینگ عالی X3 را یک سر و گردن بالاتر از لکسوس قرار می‌دهد. لکسوس خشک‌تر است و به نسبت X3 هنگام رانندگی تسلط کم‌تری بر محیط پیرامون خواهید داشت. با کمک فن‌آوری نانو رنگ این خودرو با خاصیت ضدخش تولید شده که احیانا اگر نیاز به رنگ پیدا کند هزینه بالایی می‌برد. اما با توجه به قطعات به کار رفته در آن، هزینه نگهداری پایین‌تری نسبت به  X3 دارد. مصرف سوخت لکسوس بالاتر است اما X3 استهلاک بیشتری دارد. هر دو خودرو استاندارد آلایندگی یورو۵ و امنیت بالایی دارند و امتیازی برابر EURO NCAP دریافت کرده‌اند. البته لکسوس ۸ کیسه هوا و ب‌ام‌و X3 9 کیسه هوا دارد.

در کل باید گفت اگر بیشتر به دنبال جذابیت فانتری و آپشن‌ها و تجهیزات مهیج هستید لکسوس را انتخاب کنید. اما فراموش نکنید که نرمی، خوش‌دستی بی‌نظیر و کیفیت بالای رانندگی با X3، به معنی سال‌های سال آرامش است در حالی که جذابیت لکسوس ممکن است هوسی زودگذر باشد.

برای مقایسه قیمت خرید ب‌ام‌و  X3 و لکسوس NX می‌توانید به آگهی‌های سایت دیوار مراجعه کنید.

 

منبع : ویرلن

 

 

  • تاریخ : ۳ام دی ۱۳۹۷
  • موضوع : کانون فا
  • بازدید :


رپورتاژ: پژو ۲۰۶ sd مانند هر خودروی دیگری دارای تیپ‌های مختلفی‌ست و به همین دلیل ممکن است خریداران موقع خرید این خودرو دچار سردرگمی شوند و ندانند که کدام یک از تیپ‌های آن بهتر است. این خودرو دارای هشت تیپ V1، V2، V8، V9، V10 و V20 است، اما از آنجایی که دو تیپ V8 و V9، جزو پرآپشن‌ترین تیپ‌ها هستند معمولا ذهن خریداران به سمت این سوال می‌رود که خرید خرید پژو ۲۰۶ sd v8 بهتر است یا V9؟


وقتی قصد خرید خودرویی را داریم، یکی از اولین کارها، سر زدن به سایت‌های آنلاین و مقایسه قیمت‌هاست. یکی از این سایت‌های آنلاین هم که بخش وسایل نقلیه آن جزو پربازدیدترین‌هاست، سایت دیوار است. کافی‌ست این سایت را باز کنید و نگاهی به قیمت خرید پژو ۲۰۶ sd v8 و V9 بیاندازید. در این سایت پژو ۲۰۶ صندوقدار  v8، ۷۴ میلیون تومان و پژو v9، ۷۵ میلیون و ۵۰۰ آگهی شده است، پس این دو خودرو از رنج قیمتی تقریبا یکسانی برخوردارند.

از بین تمام خودروهای ۲۰۶ صندوقدار، تنها V9 گیربکس اتومات دارد و از آنجایی که به عقیده خیلی‌ها دیگر زمانه رانندگی با خوردوهای دنده اتوماتیک فرارسیده، این خودرو هم به دلیل داشتن این آپشن محبوب است، اگرچه که گاهی عدم آشنایی راننده با گیربکس اتوماتیک، ممکن است مشکلاتی را هم به وجود آورد. بنابراین برخی از خریداران توصیه می‌کنند که اگر می‌توانید از سهولت رانندگی با خودروی دنده اتومات چشم بپوشید، سراغ v8 بروید که عمری طولانی‌تر دارد و به نسبت V9، که به صورت محدود در بازار عرضه می‌شود، از بازار خرید و فروش بهتری هم برخوردار است.

مشخصات فنی دو خودرو

هر دو مدلV8 و V9 پژو ۲۰۶ صندوقدار از موتوری مشابه با حجم ۱۵۸۷ سی سی بهره می برند. حداکثر توان خروجی و حداکثر گشتاور این موتور به ترتیب ۱۱۰ اسب بخار در ۵۸۰۰ دور در دقیقه و ۱۴۲ نیوتون متر در ۴۰۰۰ دور در دقیقه است.

Peugeot 206 SD
حداکثر سرعت هر دو خودرو  ۱۸۹ کیلومتر بر ساعت است، اما از آنجایی که شتاب v8، ۱۱٫۴ در مقابل، ۱۲٫۶ ثانیه v9 است، این خودرو از شتاب بهتری هم برخوردار است.  این دو خودرو از نظر مصرف سوخت هم تفاوت‌هایی با هم دارند. مصرف سوخت مدل  V9 در شهر ۱۰٫۱ لیتر در ۱۰۰ کیلومتر و مصرف سوخت جاده‌ای آن ۵٫۸  لیتر در ۱۰۰ کیلومتر است و در میدان مقابل، v8، با مصرف سوخت شهری ۸٫۹۴ لیتر و مصرف خارج از شهر، ۵٫۲۵ لیتر، خوردوی کم مصرف‌تری به شمار می‌آید.

V9، استاندارد  آلایندگی یورو ۳ را داراست و v8 توانسته، استاندارد آلایندگی یورو ۴ را از آن خود کند.

این دو خودرو از نظر امکانات هم تفاوت‌هایی با هم دارند که در ادامه به آنها پرداخته‌ایم.

امکانات دو خودرو

۲ عدد کیسه هوای راننده و سرنشین جلو، سیستم ضد سرقت، قفل مرکزی به همراه کنترل از راه دور، سیستم قطع سوخت در مواقع اضطراری، سیستم تهویه مطبوع کنترل اتوماتیک، دماسنج و ساعت دیجیتال روی داشبورد، تنظیم دستی صندلی، پشت سری‌های جلو با قابلیت تنظیم ارتفاع، آیینه‌های جانبی با قابلیت تنظیم برقی، حسگر دماسنج و قاب رنگی و گرمکن، شیشه بالابر جلو و عقب برقی، چراغ‌های جلو با قابلیت تنظیم زاویه نور، مه‌شکن جلو، سنسور اکسیژن و کنترل بخار بنزین، از جمله امکانات v9 است.

پژو 206
در مقابل پژو v8، هم از این امکانات برخوردار است، اگرچه برخی از این امکانات بین این دو خودرو مشابه است: سیستم ترمز ضد قفل (ABS و EBD ‌و EBA)، ترمز جلو دیسکی با سیستم خنک کاری، ترمز عقب دیسکی، کیسه هوای ایمنی راننده و سرنشین جلو، تهویه اتوماتیک، پخش CD با کنترل پشت فرمان، بلندگوی درهای جلو و عقب، چراغ مه شکن جلو و عقب، قابلیت تنظیم ارتفاع نور چراغ جلو از داخل خودرو، چراغ همراهی تا در خانه در محیط‌های تاریک، آینه‌های جانبی برقی، دارای حسگر دماسنج و قاب رنگی آینه، شیشه بالابر برقی درهای جلو و عقب، تجهیزات ایمنی ایموبیلایزر، قفل مرکزی با ریموت رادیویی، کمربندهای ایمنی جلو با قابلیت تنظیم ارتفاع، سیستم کنترل بخار بنزین، سنسور دنده عقب، صندلی راننده با قابلیت تنظیم ارتفاع، پشت سری جلو با قابلیت تنظیم ارتفاع، صندلی عقب ۲ تکه با قابلیت تاشوندگی، پشت سری صندلی عقب با قابلیت تنظیم ارتفاع و دماسنج داشبورد.

v8 همان نسخه صندوقدار تیپ ۵ ۲۰۶ هاچ بک است و  V9، معادل تیپ ۶ هاچ بک محسوب می‌شود و بسیار شبیه به آن است. در کل اگر می‌خواهیم خودرویی با شتاب، امکانات و مصرف سوخت بهتر داشته باشیم، خرید پژو ۲۰۶ sd v8 کار عاقلانه‌تری به نظر می‌رسد.

منبع : ویرلن

  • تاریخ : ۳ام دی ۱۳۹۷
  • موضوع : کانون فا
  • بازدید :


رانندگی بر روی یک دریاچه یخ‌زده، اساساً یک عمل وحشت‌آور و ترسناک است. آیا این گفته را قبول دارید؟ اگر لایه یخ شکسته شود و به زیر آب بروید، چه اتفاقی برای شما می‌افتد؟ البته اگر سطح مناسبی از یخ در زیر پای شما باشد، این احتمال بسیار کم و در حدّ صفر خواهد بود، امّا طبیعت همیشه آن‌طور که از آن انتظار داریم، عمل نمی‌کند. کارهای زیادی لازم است تا یک دریاچه پوشیده یخ به عنوان یک پیست برای مسابقه یا مسیر عبور برای اتومبیل‌ها آماده باشد.


در نزدیکی شهر یلونایف در شمال غرب کانادا، فولکس‌واگن برخی از رازهای ساخت جاده‌های بزرگ پوشیده از یخ و هموار کردن مسیر به جاهایی که بیشتر اوقات سال، تنها راه دسترسی به آنها، استفاده از قایق است، به ما نشان داده است.


آماده‌سازی لایه یخی که بتواند امنیت لازم را برای رانندگی را تأمین کند، درست پس از مشاهده مقاومت کافی در زیر ماشین‌های برف‌روب آغاز می‌شود. در این حالت، تیم جاده‌ای کار خود را با پاک کردن برف‌ها از مسیری که قرار است تبدیل به جاده شود، شروع می‌کنند. جداسازی برف از روی یخ باعث می‌‌شود که وزش باد سرد، مستقیماً‌ بر روی لایه یخ اثر بگذارد و انجماد بیشتری بر روی مسیر عبور خودروها ایجاد گردد. اگر زمان کافی در اختیار تیم جاده‌ای باشد، کارگران می‌توانند سوراخی در لایه یخ ایجاد کرده و با سوار کردن یک پمپ، آب داخلی دریاچه را برای انجماد به روی سطح بیاورند. آنها به این وسیله می‌توانند روزانه ۶ تا ۸ اینچ به ضخامت یخ جاده اضافه کنند.

۱۶ اینچ یا ۴۰۶ میلی‌متر، کمترین ضخامتی است که برای رانندگی بر روی یک لایه یخ به آن احتیاج دارید. ممکن است برخی بتوانند از لایه‌هایی با ضخامت کمتر از این، به حرکت خود ادامه دهند، امّا همیشه نتیجه مطلوبی نخواهند گرفت. امّا اگر ضخامت یخ به اندازه کافی باشد، می‌تواند به شکلی ایمنی، وزن وسایل نقلیه بزرگ، تریلرها و تردد همزمان چند وسیله نقلیه را تحمّل کند. با این وجود، اگر هدف استفاده از مسیر به عنوان یک جاده عمومی باشد، به ضخامت بیشتری از لایه یخ نیاز خواهد بود. همچنین هنگامی که نوبت به آموزشگاه رانندگی بر روی یخ می‌رسد، ضخامت یخ نمی‌تواند کمتر از ۴ فوت یا ۱۲۱۹ میلی‌متر باشد.


احتمالاً هنوز هم فرو رفتن در یک دریاچه یخ‌زده می‌تواند برای برخی ترسناک باشد. در هر صورت، به خاطر داشته باشید که شنیدن صدای تیز شکستن یخ در زیر پایتان، نشانه خوبی است. وقتی صدای شکستن قطع شد، زمان آن است که از خودرو پیاده شوید و فرار کنید! به این دلیل که در این حالت، قطعه یخ زیر پایتان کاملاً جدا شده و دیگر به اطرافش تکیه‌گاه ندارد.

منبع: automobilemag

  • تاریخ : ۳ام دی ۱۳۹۷
  • موضوع : کانون فا
  • بازدید :


پورشه یکی از شرکت‌هایی است که به ساخت خودروهای بسیار سریع شهرت دارد؛ اما سریع‌ترین خودروهای جاده‌ای این شرکت کدامند؟ در این مطلب قصد داریم به این سؤال پاسخ دهیم و به همین دلیل پنج محصول جاده‌ای بسیار سریع پورشه را در ادامه به ترتیب حداکثر سرعت معرفی کرده‌ایم.

رتبهٔ پنجم ۹۱۱ توربو S

حداکثر سرعت: ۳۳۰ کیلومتر بر ساعت

پیشرانه ۳٫۸ لیتری H6 توئین توربو
قدرت ۵۸۰ اسب بخار
گشتاور ۷۵۰ نیوتن متر
گیربکس ۷ سرعته دوکلاچه
محور محرک چهارچرخ

کُندترین خودروی این لیست پنج‌تایی به‌هیچ‌وجه خودروی تنبلی نیست. این نسل کنونی ۹۱۱ توربو S است که از یک پیشرانهٔ ۳٫۸ لیتری شش سیلندر تخت توئین توربو با ۵۸۰ اسب بخار قدرت و ۷۵۰ نیوتن متر گشتاور استفاده می‌کند تا بتواند به حداکثر سرعت ۳۳۰ کیلومتر بر ساعت دست یابد. توربو S بعد از GT2 RS، قدرتمندترین عضو خانوادهٔ ۹۱۱ محسوب می‌شود.

رتبهٔ چهارم کاررا GT

حداکثر سرعت: ۳۳۴ کیلومتر بر ساعت

پیشرانه ۵٫۷ لیتری V10 طبیعی
قدرت ۶۱۲ اسب بخار
گشتاور ۵۹۰ نیوتن متر
گیربکس ۶ سرعته دستی
محور محرک عقب

پس از ۹۱۱ توربو S، مدل کاررا GT قرار دارد که در سال ۲۰۰۴ یعنی دوازده سال قبل از ۹۱۱ سری ۹۹۱٫۲ متولد شده است. این هایپرکار موتور وسط به یک پیشرانهٔ ۵٫۷ لیتری V10 تنفس طبیعی مجهز است که از خودروهای مسابقه‌ای پورشه گرفته شده و ۶۱۰ اسب بخار قدرت و ۵۹۰ نیوتن متر گشتاور دارد. کاررا GT با تکیه بر این موتور می‌تواند به حداکثر سرعت ۳۳۴ کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند.

رتبهٔ سوم ۹۵۹S

حداکثر سرعت: ۳۳۹ کیلومتر بر ساعت

پیشرانه ۲٫۸ لیتری H6 توئین توربو
قدرت ۵۱۵ اسب بخار
گشتاور ۵۰۰ نیوتن متر
گیربکس ۶ سرعته دستی
محور محرک چهارچرخ

برای رسیدن به رتبهٔ سوم این لیست باید سفر دورتری در زمان داشته باشیم. این خودرو، ۹۵۹ نام دارد که در سال ۱۹۸۶ معرفی شد و اولین هایپرکار جاده‌ای پورشه محسوب می‌شود. هرچند ۹۵۹ در نسخهٔ استاندارد هم عملکرد خارق‌العاده‌ای داشت اما پورشه نسخهٔ قدرتمندتری بنام ۹۵۹S را هم ارائه کرد که با استفاده از توربوشارژرهای بزرگ‌تر، قدرت پیشرانهٔ ۲٫۸ لیتری شش سیلندر تخت توئین توربوی آن به ۵۱۵ اسب بخار افزایش یافته بود و به لطف این قدرت بیشتر توانست به حداکثر سرعت ۳۳۹ کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند.

رتبهٔ دوم ۹۱۱ GT2 RS

حداکثر سرعت: ۳۴۰ کیلومتر بر ساعت

پیشرانه ۳٫۸ لیتری H6 توئین توربو
قدرت ۷۰۰ اسب بخار
گشتاور ۷۵۰ نیوتن متر
گیربکس ۷ سرعته دوکلاچه
محور محرک چهارچرخ

در جایگاه دوم این لیست هم یکی دیگر از مدل‌های نسل کنونی ۹۱۱ یعنی GT2 RS قرار دارد که قوی‌ترین عضو خانوادهٔ این خودرو محسوب می‌شود. این مدل به همان پیشرانهٔ ۳٫۸ لیتری H6 توئین توربوی مدل توربو S مجهز است اما با انجام ارتقاءهایی مثل تزریق آب، قدرت آن به ۷۰۰ اسب بخار افزایش پیدا کرده است. GT2 RS حتی با وجود قطعات آئرودینامیکی فراوان، می‌تواند به حداکثر سرعت ۳۴۰ کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند.

رتبهٔ اول ۹۱۸

حداکثر سرعت: ۳۴۵ کیلومتر بر ساعت

پیشرانه ۴٫۶ لیتری V8 هیبریدی
قدرت ۸۸۷ اسب بخار
گشتاور ۱۲۸۰ نیوتن متر
گیربکس ۷ سرعته دوکلاچه
محور محرک چهارچرخ

هایپرکار ۹۱۸ سریع‌ترین خودروی تولیدی تاریخ پورشه محسوب می‌شود. قوای محرکهٔ این ماشین از یک پیشرانهٔ ۴٫۶ لیتری V8 تنفس طبیعی به همراه دو موتور الکتریکی تشکیل می‌شود که هرکدام روی یکی از محورها نصب شده‌اند. مجموع خروجی این سیستم ۸۸۷ اسب بخار قدرت و ۱۲۸۰ نیوتن متر گشتاور است که ۹۱۸ را به حداکثر سرعت ۳۴۵ کیلومتر بر ساعت می‌رساند.

  • تاریخ : ۲ام دی ۱۳۹۷
  • موضوع : کانون فا
  • بازدید :


احتمالاً تاکنون از میزان رشد بازار شاسی بلندهای بسیار سریع سورپرایز شده‌اید. از جمله‌ی این خودروها می‌توان به رنجروور اسپورت SVR، پورشه کاین توربو، ب‌ام‌و X5 M و حتی لامبورگینی اوروس اشاره کنیم که مشتریان زیادی برای خرید آن‌ها به صف شده‌اند.


قیمت این خودروها فراتر از ۸۰ هزار پوند بوده و در بسیار از موارد دو برابر این مقدار می‌باشد. هم‌اکنون یک قدبلند قلدر وجود دارد که می‌خواهد تکه‌ای از این کیک لذیذ را برای خود کند: جیپ گرند چروکی تراک هاوک!


در جایی که مدل‌های تریل هاوک به دنبال راضی کردن مشتریان در آفرود هستند، مدل‌های تراک هاوک روی سرعت و چابکی تمرکز دارند. جیپ درباره‌ی گرند چروکی کار را بسیار جدی گرفته و از پیشرانه‌ی ۸ سیلندر ۶٫۲ لیتری سوپرشارژردار هِمی متعلق به داج چلنجر هلکت سود برده است. این قلب آهنین قدرت میخکوب کننده‌ی ۷۰۷ اسب بخاری و گشتاور ۸۸۱ نیوتون متری دارد. به منظور مقایسه بد نیست بدانید رنجروور اسپورت SVR قدرت و گشتاور ۵۶۷ اسبی و ۷۰۰ نیوتون متری دارد. حتی قدرت سوپر شاسی‌بلند اوروس هم به ۶۴۱ اسب بخار می‌رسد که قابل‌مقایسه با قدرت تراک هاوک نیست.


پرفورمنس خودرو احساس‌برانگیز به نظر می‌رسد و زمانی که بدانید پشت فرمان یک شاسی‌بلند ۲٫۴ تنی نشسته‌اید بیشتر به خیال‌انگیز بودن گرند چروکی پی خواهید برد. این خودرو می‌تواند تنها در عرض ۳٫۵ ثانیه از سکون به سرعت ۹۶ کیلومتر در ساعت برسد. جدای از لامبورگینی اوروس که رقیب توانمندی است، شاید بنتلی بنتایگای ۱۲ سیلندر بتواند پا به پای تراک هاوک بتازد. پورشه، رنجروور، مرسدس-ای‌ام‌جی و ب‌ام‌و همگی پشت سر جیپ قرار می‌گیرند.


به زودی خواهید فهمید که عملکرد این خودرو در خط مستقیم فوق‌العاده است. در واقع از همان موقعیت دکمه‌ی لانچ کنترل نزدیک اهرم تعویض دنده می‌توان فهمید که تراک هاوک با هیچ‌کسی شوخی ندارد. برای شلیک این شاسی‌بلند کافی است پای خود را روی ترمز نگه داشته، دکمه را فشار داده و اندکی روی پدال گاز فشار وارد کند و سپس پا را از روی پدال ترمز برداشته و از زندگی لذت ببرید!


پرفورمنس گرند چروکی تراک هاوک در حد سوپرکارهای مدرن بوده و به خاطر اینکه پیشرانه درست در جلوی شما قرار دارد شما صدای جذاب قلب تپنده‌ی خودرو را خواهید شنید. به نظر می‌رسد فاصله‌ی سوپرشارژر با داشبورد در حد یک میلی‌متر است! اما نباید از غرش پیشرانه‌ی ۸ سیلندر غافل شد.


استارت خودرو از حال سکون فوق‌العاده بوده اما قدرت آن در دورهای میانی قابل‌توجه‌تر است. حتی اگر در بزرگراه رانندگی آرامی داشته باشید با اندکی فشار روی پدال گاز خواهید توانست همه را از آینه وسط نظاره کنید.


البته وقتی بحث توقف یا حرکت در پیچ‌ها باشد تراک هاوک خیلی نخواهد توانست قوانین فیزیک را به چالش بکشد. ترمزهای بزرگ‌تر برمبو می‌توانند خودرو را با قدرت متوقف کنند اما نقطه‌ای وجود خواهد داشت که شما از ابعاد و وزن خودرویی که می‌رانید کاملاً آگاه خواهید شد.


این موضوع حتی در پیچ‌ها مشهودتر بوده، جایی که تراک هاوک تا حدی تخت باقی می‌ماند اما پس از آن تکان‌های بدنه به چشم می‌آیند. در یک پیست مناسب و نرم احتمالاً عملکرد خوبی را مشاهده خواهید کرد اما دست اندازها می‌توانند خودرو را عصبی کنند. با ورود سریع به یک پیچ احساس خواهید کرد خودرو بیش فرمانی دارد.


سیستم فرمان شاید بدترین نقطه‌ضعف گرند چروکی تراک هاوک باشد. فرمان سبک و بدون ارتباط بوده و در خط مستقیم خیلی مبهم است. اگر بخواهید لاین حرکتی را سریعاً تغییر دهید این فرمان احساس خوبی نخواهد داشت.


تنظیمات شاسی در مقایسه با مدل استاندارد کاملاً متفاوت بوده و بخش پرفورمنس SRT بهبود آن را بر عهده داشته است؛ اما شاید سواری خودرو برای استفاده‌ی روزمره کمی تیز باشد. با رسیدن به سرعت ۱۱۰ کیلومتر در ساعت از اینکه باید فرمان را بیش از حد نیاز تصحیح کنید سورپرایز خواهید شد.


این ماهیت ناآرام خودرو به کیفیت سواری هم سرایت کرده زیرا در جاده‌های مخملی بریتانیا گرند چروکی هرگز آرام نشان نمی‌دهد.


گیربکس ۸ سرعته اتوماتیک خودرو بهبود یافته و در کل هوشمند است و در حالت‌های اسپورت و تراک کاملاً گیرا عمل می‌کند. البته پدال‌های آلومینیومی نصب شده برای تعویض دستی خیلی جالب نیستند. آن‌ها به خوبی ساخته شده‌اند اما خیلی کوچک بوده و به خوبی در دست جای نمی‌گیرند.


کابین تراک هاوک مناسب یک خودروی ۸۹۹۹۹ پوندی نیست اما در کل بد به نظر نمی‌رسد. چرم زیادی که باکیفیت هم هست در کابین بکار رفته و سوئیچ‌ها نیز احساس خوش‌ساخت بودن را منتقل می‌کنند. صفحه‌نمایش سیستم اطلاعات سرگرمی هم عالی بوده و صفحه‌ی ۸٫۴ اینچی پاسخ‌های سریعی دارد.


همچنین کمبودی از نظر تجهیزات استاندارد وجود ندارد. مدل حاضر در تست متعلق به بازار ایتالیا بوده که از تجهیزاتی همچون صندلی‌های جلوی گرم و سرد شونده، صندلی‌ها و غربیلک فرمان چرمی، صفحه‌نمایش ۷ اینچی بین پشت آمپرها، تریم فیبر کربن و درب پشتی برقی برخوردار است. از نظر فضای کابین و بار نیز گرند چروکی خوب بوده و محفظه بار آن گنجایش ۷۸۲ لیتری دارد که با خواباندن صندلی‌ها به ۱۵۵۴ لیتر می‌رسد.


بزرگ‌ترین مشکل جیپ در این بازار محدود شاید کمبود آپشن های شخصی‌سازی باشد. جدای از رنگ‌های بدنه و طرح‌های رینگ اسپورت، هیچ آپشن قابل‌توجه دیگری وجود ندارد.

ما باید این حقیقت را که خودروهایی همچون جیپ گرند چروکی تراک هاوک وجود دارند جشن بگیریم. این خودرو یک پدیده‌ی پرفورمنس است که برای راندن آن باید شجاعت زیادی داشته باشید. برای برخی افراد همین خودرو کافی است. از نظر ما رنجروور اسپورت SVR انتخاب معقولی خواهد بود اما شاید با خود بگویید در بازار هدف تراک هاوک منطق حرف اول را نمی‌زند…

مشخصات جیپ گرند چروکی تراک هاوک

  • قیمت: ۸۹۹۹۹ پوند
  • پیشرانه: ۸ سیلندر ۶٫۲ لیتری سوپرشارژردار بنزینی
  • قدرت/گشتاور: ۷۰۷ اسب بخار/۸۸۲ نیوتون متر
  • گیربکس: ۸ سرعته اتوماتیک، چهار چرخ محرک
  • شتاب صفر تا ۱۰۰ کیلومتر در ساعت: ۳٫۵ ثانیه
  • حداکثر سرعت: ۲۹۰ کیلومتر در ساعت
  • مصرف سوخت: ۱۶٫۸ لیتر در هر صد کیلومتر

منبع: autoexpress

  • تاریخ : ۲ام دی ۱۳۹۷
  • موضوع : کانون فا
  • بازدید :


در دهه‌ای که پشت سر گذاشته‌ایم خودروهای معدودی می‌توانستند در حد و اندازه‌ی محصولات مرسدس AMG بلک سریز ظاهر شوند؛ و از جمله‌ی آن‌ها یک خودرو وجود دارد که واقعاً برجسته است: SL65.


این خودرو در زمانی ساخته شده که برند AMG کاملاً داخل مرسدس جذب و هضم نشده بود ولی هنوز هم قوی‌ترین خودروی تاریخ این برند تا به امروز محسوب می‌شود.


پیشرانه‌ی ۱۲ سیلندر ۶ لیتری توئین توربوی SL65 خروجی ۶۶۱ اسب بخاری و گشتاور ۱۰۰۰ نیوتون متری دارد که باعث می‌شود این موشک زمینی تنها در عرض ۳٫۸ ثانیه از سکون به تندی ۱۰۰ کیلومتر در ساعت برسد و مرز سرعت ۳۲۰ کیلومتر در ساعت را پشت سر بگذارد.


علیرغم قدرت فوق‌العاده، رنتک با حذف سقف تاشونده و استفاده از نمونه‌ای ثابت باعث کاهش ۲۵۰ کیلوگرمی وزن این خودرو شده و البته پرفورمنس خودرو را نیز ارتقا داده است. به این ترتیب با SL65 AMG بلک سریز وحشی‌تری روبرو هستیم.


هم‌اکنون قدرت خودروی موردبحث به ۸۱۰ اسب بخار و گشتاور آن به ۱۳۵۶ نیوتون متر رسیده است. این قدرت هنوز هم از طریق یک گیربکس ۷ سرعته اتوماتیک به چرخ‌های عقب فرستاده می‌شود. البته در گیربکس تغییراتی صورت گرفته تا هماهنگ با قدرت اضافه عمل کند.

نیروی توقف خودرو نیز با ترمزهای عقب بزرگ‌تر تأمین می‌شود. مجاری هوای فیبر کربنی نیز به منظور بهبود آئرودینامیک به این سوپرکار احساس‌برانگیز آلمانی اضافه شده است.

متأسفانه نمی‌دانیم محصول تیون شده‌ی رنتک چقدر سریع است اما می‌دانیم که قدرت پیشرانه بیشتر از لامبورگینی آونتادور SVJ بوده و حدس می‌زنیم این خودرو حتی سریع‌تر از مدل‌های استاندارد بلک سریز باشد.

  • تاریخ : ۲ام دی ۱۳۹۷
  • موضوع : کانون فا
  • بازدید :


موسسه بیمه ایمنی بزرگراهی آمریکا ۵۷ خودرویی را که توانسته‌اند سخت‌ترین تست‌های تصادف این موسسه را با موفقیت پشت سر بگذارند معرفی کرده است.


بنا به گفته‌ی این انجمن، تمامی خودروهای مورد بحث در ۵ تست تصادف در نظر گرفته رتبه‌بندی خوب را به دست آورده و سیستم ترمز اضطراری خودکار نیز توانسته امتیاز پیشرفته یا عالی را کسب کند.


IIHS برای سال ۲۰۱۹ استانداردهای سخت‌گیرانه‌تری را در بحث کسب امتیازهای بالا اعمال کرده و خودروها باید رتبه‌بندی پذیرفتنی یا خوب در تست تصادف طرف سرنشین داشته باشند تا بتوانند امتیاز Top Safety Pick را به دست آورند. به منظور کسب بالاترین امتیاز که همان Top Safety Pick+ می‌باشد، خودروها باید رتبه‌بندی خوب را در تست اورلپ کوچک جلو به دست آورند.

۳۰ خودرو توانسته‌اند بالاترین امتیاز ایمنی را کسب کنند و IIHS می‌گوید تمامی آن‌ها از چراغ‌های جلو با رتبه‌بندی خوب برخوردار هستند. ۲۷ خودرو نیز امتیاز Top Safety Pick را به دست آورده‌اند که چراغ‌های جلوی آن‌ها امتیاز پذیرفتنی را به دست آورده است.


درحالی‌که حدود ۶۰ خودروی مختلف جوایز را به خانه‌های خود برده‌اند، IIHS می‌گوید عمده‌ی برندگان تنها زمانی که بالاترین امتیاز را کسب می‌کنند که به‌صورت سفارشی از چراغ‌های جلوی سفارشی و سیستم پیشگیری از برخورد جلو برخوردار باشند. آن‌ها می‌گویند این تجهیزات ایمنی به ندرت در مدل‌های پایه به‌صورت استاندارد دیده می‌شوند. البته این وضعیت در حال بهبود است چراکه ۳۱ خودروی برنده‌ی امسال به‌صورت استاندارد از سیستم پیشگیری از برخورد جلو برخوردار بوده و ۲۰ خودروساز اعلام کرده‌اند برنامه‌هایی برای استانداردسازی سیستم ترمز اضطراری خودکار در اکثر خودروهای خود تا سال ۲۰۲۲ دارند.


برندگان کاملاً متنوع هستند اما برخی موارد قابل‌توجه به چشم می‌خورند. تمامی پیکاپ ها و میکرو کارها از کسب امتیاز Top Safety Pick باز مانده‌اند درحالی‌که مینی کارها و مینی ون‌ها نیز نتوانسته‌اند بالاترین امتیاز ایمنی یعنی Top Safety Pick+ را به دست آورند.


خب بدون توضیحات اضافی بیایید نگاهی به نتایج بیندازیم. سوبارو برنده‌ی اصلی این تست‌ها بوده چراکه ۷ خودرو با بالاترین امتیاز ایمنی داشته و مدل فارستر نیز امتیاز Top Safety Pick را کسب کرده است. کیا نیز ۵ خودرو با بالاترین امتیاز ایمنی را داشته و مدل سول امتیاز Top Safety Pick را به دست آورده است.


اگرچه خودروهای لوکس زیادی در لیست دیده می‌شوند اما تمامی محصولات جنسیس توانسته‌اند امتیاز ایمنی Top Safety Pick+ را به دست آورند. دیگر خودروسازان شاخص همچون مرسدس بنز، تویوتا، ب‌ام‌و، لکسس، آکورا، هوندا و مزدا نیز در لیست خودروسازان با محصولات Top Safety Pick+ دیده می‌شوند. شایان ذکر است تنها خودروی خودروسازان آمریکایی که در این لیست حضور دارد کرایسلر پاسیفیکا با امتیاز Top Safety Pick است.

[دانلود ویدئو]

صفحه 4 از 21
قبلی 12345678910 بعدی 20...«