۱

فرهنگ برهنگی، برهنگی فرهنگی؟!


فرهنگ بستر اصلی زندگی انسان است که مثل علم نیز نیاز به هدایت و پرورش دارد و در این بین آن چه بسیار مهم می باشد کار فرهنگی در دانشگاه ها است. این جا دانشگاه است یا بهتر است بگوییم دانشگاه سیستان و بلوچستان است، مصداق بارز فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی که به جای علم، بدن، بدن نمایی و خود آرایی ستایش و مورد احترام است. خوب است بدانیم تدوین قوانین و مقررات بدون پایبندی و نظارت در اجرای آن مرگ و خزان دانشگاه را به ارمغان خواهد آورد. باید پرسید آیا کسی از قوانین و مقررات دانشگاه های معتبر جهان خبری دارد؟ آیا این جا واقعا دانشگاه است یا…؟جای آموزه های اسلامی و دینی در اینجا کجاست؟ آیا کسی از آن خبر دارد؟ چرا اسلام را نادیده گرفته ایم و پیشرفت و ترقی را در روشنفکری و برهنگی و سیر و سلوک شیطانی جست وجو می کنیم؟ چرا چشمان بینای دانشگاه نمی بیند؟ چه کسی یا چه کسانی چشمان شما را بسته اند که رابطه های نا مشروع و دوستی و رفاقت های شیطانی را در آلاچیق ها ، پوشش و ساپورتی شدن، موهای بلوند شده و صورت های آرایش دیده، اعتیاد و مواد مخدر و  . . .  را نمی بینید؟ این بی توجهی ناشی از چیست؟ آیا می شنوید، صدای خنده ی شیطان را؟!
دختران و پسران شایسته ی این آب و خاک  در دانشگاه مسیر زندگی شان را گم کرده اند و با رفتارهای هیجان طلبانه و سراب گونه طریقت را در مسیر پوچی و نابودی جست و جو می کنند و به معراج نخواهند رفت بلکه به تاراج و تباهی و سوختن در آتش شهوت جنسی که با سهل انگاری و غفلت به وجود آمده است به سوی مرگ و خزان رهسپار خواهند شد. واقعاً چه کسی در آتش شهوت جنسی این جوانان معصوم می دمد؟ مقصر کیست؟!  آیا خوابیم یا خود را به خواب زده ایم؟ آیا همه چی آرومه، ما همه خوشحالیم ؟! چرا صدای دل سوزان این جوانان را نمی شنویم که خرمی نوبهار عمرشان دارد رنگ می بازد؟ آیا خوب است سیر وسلوک شیطانی و نفسانی را دوست و سیر و سلوک خدایی و عرفانی را دشمن خود بدانیم؟ پله پله تا ملاقات چه کسی می رویم؟ خدا، یا شیطان یا . . . ؟ خوب است یادآوری کنیم که با سیر و سلوک شیطانی و نفسانی دانشجویان  به معراج نخواهند رفت و آنچه تصور می شود، خیالی بیش نیست از طی طریقت شهوت گونه که ناشی از جهل است و لا غیر.  آلاچیق ها و جای جای فضای مسموم این دانشگاه، محل معراج از فرش به عرش نخواهد شد که چشمان خویش را بسته اید و تصور می کنید مرغ باغ ملکوت هستید؟!  می خواهیم از شما خواهش کنیم چنین تصوری  لطفاً برای دانشجویان  نداشته باشید. اول بیایید وجدان خود را بیدار کنید،  دوم بر وظایف خود پافشاری نمایید و بعد اقدام به عمل شود، فعلاً از مرده ی متحرکی بیش از این انتظاری نیست ؟!
با عرض معذرت  مجبور هستیم بگوییم اگر شما اصلاح شوید، آینده ی جوانان دانشجو نیز اصلاح خواهد شد و به سمت روشنی خواهد رفت، آن قدر غرق در دنیای پوچ (ریاست) خود نباشید که دیدن صحنه های . . . در اطرافتان برایتان عادی جلوه کند، حضورتان در دانشگاه باشد نه در . . . ؟! و همان طور که نسبت به ناموس خود غیرت دارید ناموس دیگران را نیز ناموس خود بدانید؟! در کنار این که بر ارتقای سطح علمی دانشگاه اهتمام دارید ؟! وظیفه دین دانشجویان نیز در این جا با شماست؟!  بیایید زمینی باشیم و آسمانی شویم نه اینکه زمینی باشیم و در توهمات ذهنی ناشی از قرص های . . . فضایی بیاندیشیم و قصری زیبا از سراب (دانشگاه) برای خود متصور شویم. به امید آن روز  از خدا خواستار حول حالنا برای شما خواهیم بود.
میشل هولباک نویسنده ی فرانسوی در جمله ای قابل تامل می گوید: باید به جای بمب دامن های کوتاه را توسعه دهیم و مستر همفر جاسوس انگلیسی در کشورهای اسلامی در کتاب خاطرات خود در بخشی که برای اربابان خود نگاشته است می گوید: باید زنان مسلمان را فریب داد و از زیر چادر و عبا بیرون کشید . . . و پس از آنکه زنان را از زیر چادر و عبا بیرون آوردیم باید جوانان را تحریک کنیم که به دنبال آنها بیفتند (همان روابط دختر و پسر) تا در میان مسلمانان فساد رواج یابد[حسین مهدی زاده، پرسمان حجاب، ص ۱۳۹، نقل از کتاب خاطرات همفر] و خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که آیا باز هم خوب است دایه های عزیزتر از مادر را دوست خود بدانیم؟ آیا هرچه پوشش انسان کمتر و لخت تر شود و بیشتر نسبت به ناموسش بی تفاوتی نشان بدهد و امنیت اخلاقی جامعه را به خطر بیاندازد و جوانان پاک سرشت را سر به هوا کند، این علامت تمدن و پیشرفت خواهدبود؟! اگر به روز بودن این است، پس حیوان ها متمدن ترین و پیشرفته ترین و به روزترین موجودات هستند! انسان با پوشیدن نوع لباسی که انتخاب کرده، شخصیت و افکار خود را به جامعه معرفی می کند و اغلب اوقات می توان اعتقادات درونی و ارزش های حاکم بر فرد را از کیفیت پوشش او تشخیص داد و این نوع مد گرایی حاکم برجامعه ی ما (جامعه ی دانشگاهی) فلسفه اصلی پوشش را تهدید می کند و سوغات تمدنی است که مغایر فرهنگ اسلامی و هویت ایرانی است.  نمی دانیم  چرا بعضی خیال می کنند اگر لباس های جلف و بدن نما و محرک بپوشند، برایشان آبرو شخصیت می آورد و شانس ازدواج و خواستگار را برای خود افزایش می دهند. باید بگوییم خواب دیدی خیر باشد، زهی خیال باطل، زدی به کادون! این را بدان مطمئناً در وهله ی اول عروس شیطان هستی، بعد عروس مردم شهوت پرست؟!  واقعاً هرزگی برای هرزه ها به چه قیمتی؟ حجاب یعنی احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن، تا نامحرمان او را به دید حیوان نگاه نکنند، لطفاً برای خودت ارزش قائل باش و خود را برای حراج به نمایش نگذار!
شهید بزرگوار مرتضی مطهری می فرماید: نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت های بی بند و بار، هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای سکس را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی در می آورد. غریزه ی جنسی، غریزه ای نیرومند، عمیق و دریا صفت است. هرچه بیشتر اطاعت شود سرکش تر می گردد و همچون آتش است که هرچه بیشتر به آن خوراک بدهند، شعله ورتر می شود. اگر بنا بود فرورفتن در شهوت جنسی عادی شود، باید در جهان غرب عادی می شد، اما آنان چنان غوطه ور در فساد اند که صدای دل سوزانشان هم درآمده است و عمده ی خانواده های آنان  از هم پاشیده شده است و آمار خشونت های جنسی و انواع جرم و جنایت به طور وحشتناک رو به افزایش است. آیا لذت جنسی هم عادی شدنی است؟! غریزه ی جنسی مانند آب نمک خوردن است که انسان هرچه می نوشد، نه تنها سیراب نمی شود بلکه تشنه تر می گردد و به عطش جنسی می رسد. یا معتادی که به نوعی از مواد مخدر عادت کرده است، اما بسیار اوضاعش خطرناک تر می شود، زیرا دیگر هر مخدری برای او لذت بخش نیست و مرتب به دنبال بالاتر و بهتر از آن می رود تا خود را هلاک کند. فریب دادن جوانان به استفاده از مواد مخدر و جذب آنها به راه های تحریک غریزه ی جنسی، نمایش صحنه های مبتذل، دعوت زنان به آرایش و بدحجابی و بی حجاب و برهنگی برای دلسوزی نیست بلکه برای نابودی غیرت و ناموس من و شماست. مقام معظم رهبری نیز در این باره هشدارهای فراوانی داده اند (من یک بار گفتم ، آنها دارند شبیخون فرهنگی می زنند. بعضی نمی فهمند، یعنی صحنه را نمی بینند. جوانان ما شهوت را انداختند دور، راحتی و لذت را انداختند دور، رفتند در میدان مبارزه و توانستند دشمن را به زانو در آورند، حالا دشمن دارد از جوانان ما انتقامش را می گیرد؟ انتقامش چیست؟ این است که جوانان ما را به لذت و شهوت سرگرم کنند). مبادا فریب افراد نادانی را بخوریم که گناه می کنند و می گویند مهم این است (دلت پاک باشد) یا (به دل است) یا (یک شب است) یا (بعضی جنبه ندارند). حضرت امام صادق (ع) در جواب کسانی که می گویند: مهم، پاک بودن قلب انسان است و ظاهر انسان اهمیتی ندارد می فرمایند: فساد الظاهر من فساد الباطن و من اصلح سریرته اصلح ا… علانیته (فساد بودن ظاهر، نشانه ی فاسد بودن باطن انسان است و آن کس که نهانش را درست کند، خداوند آشکارش را درست می کند. بحارالانوار، جلد۱۱۰ ص ۹۳).
چشم اگر پوشیده باشد، دل نمی گردد سیاه / بیشتر تاریکی این خانه از دام است و بس
دریچه های ورودی قلب انسان ها ، چشم و گوش هستند، چشم ها و گوش ها ، آنچه را که می گیرند در خود نگه نمی دارند، بلکه مانند آب در عمق جان انسان نفوذ می دهند و اگر گیرنده های این دو مسموم بود قلب را به  رنج می اندازند و بیمار می کنند، تا جایی که دل انسان اسیر شهوات و دچار هوس و حرص جنسی می شود و بدانیم احدی از این دام فریبنده ی شیطان در امان نخواهد بود مگر اینکه  به خدا پناه ببریم تا به مانند یوسف عزیز خدا شویم . نگاه های آلوده انسان را دچار غفلت و قساوت قلب می کند و از یاد خدا دور خواهد کرد و همچنین توفیقات انسان را سلب و زمینه ی انواع گناهان کبیره مانند خود ارضایی را در انسان ایجاد می کند و حتی بنا بر بعضی از احادیث ، حافظه ی انسان را کم خواهد کرد و حضرت علی نیز می فرمایند: سه عامل است که اگر مراقبت نشود مردم در برابر هجوم آن به زانو در می آیند: شهوت بی قید وبند، ثروت و ریاست، و از نظر ایشان بهترین راه مراقبت از غریزه ی شهوت و هم چنین آرامش قلب، مراقبت از چشم می باشد و چشم را دام های شیطان می دانند و چشم پوشی از حرام را از بالاترین عبادات حساب می کنند. با تفکر پیرامون مرگ و حساب و کتاب آخرت و برزخ و اینکه بدانیم در قبضه ی قدرت خدایی هستیم و او از همه ی اسرار ما آگاه است می توانیم از آلوده شدن به گناه جلوگیری کنیم و به یاد داشته باشیم جسم بی جان ما را روزی روی سنگ غسال خانه می گذارند و غسال بدن ما را به طرف راست و چپ می چرخاند و روح ما می بیند، ولی ما هیچ قدرت و راه فراری نخواهیم داشت و ما مانده ایم و اعمال ما. باتوکل بر خدایی که در این نزدیکی است و عاشق و شیفته ی ماست به سوی او بازمی گردیم، که این تباهی و پوچی شایسته ی ما نیست.
بیا با خودمان فکر کنیم واقعاً  هدف از زندگی چیست؟ چه کسی در ذهن ما خوابیده است؟! به یاد داشته باش دوست عزیز دانشجوی من، جنگ امروز، جنگ تسخیر اذهان انسان هاست، پس لازم است مراقب باشیم.
روزها فکر من این است و همه شب سخنم     که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟       به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا؟   یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم
مرغ باغ ملکوتم، نیم از عالم خاک     چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم


کانال تلگرام کانون کفا

  تاریخ انتشار:  ۳ دی ۱۳۹۵  |    تعداد بازدید:  ۶۱۸ بار  |    بدون نظر


نظر شما درباره این مطلب چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

نه − 8 =