می‌پسندم!

مصاحبه خيمه با مولوي نذير احمد سلامي

مولوی

از سری مقالات «نشریه خیمه شماره ۵۰»

مولوي نذير احمد سلامي از علماي برجسته اهل سنت در استان است.  ايشان در حال حاضر نماينده مجلس خبرگان رهبري  و از اساتيد حوزه و دانشگاه مذاهب اسلامي هستند.  در ادامه مصاحبه خبرنگار نشريه خيمه را با وي مي خوانيد؛

– الآن چند سالي هست که يک حرکات خودجوش و مردمي در بعضي از کشورهاي اسلامي با تعبير مقام معظم رهبري بهنام «بيداري اسلامي» در کشور هاي تونس ، ليبي، بحرين و خصوصا کشورهاي عربي انجام گرفته است . در کنار اينها در کشور سوريه نيز اتفاقاتي افتاده که عدهاي در داخل و عده اي از خارج به تقابل با دولت برخواستهاند. نقش علماي بزرگ اهل سنت در جريان بيداري اسلامي چه بوده است؟

اين بيداري اسلامي که در منطقه بوجود آمده در اين ترديدي نيست که هم عنصر مذهبي و اسلام در اينها نقش داشته و هم مردمي بود. به دليل اينکه از يک طرف ما مي بينيم که اين توده هاي مردمي که اعتجاز مي کردند و عليه حکومت هاي خود و عليه مستبدان حاکم تظاهرات مي کردند اينها بيشتر از مساجد شکل گرفتند و در ميادين که تجمع ميکردند نماز جماعت برگزارمي شد. مي توان گفت که نقش آنها کم رنگ شده چرا که اينها نتوانستند از انقلاب درست صيانت کنند و نگذاشتند جريانات ليبرال و انحرافي انقلابات را مصادره کنند.  اين انقلاب ها تقريبا مصادره شدند؛ در مصر صد درصد مصادره شد. همچنين در تونس و ليبي که  تا به حال به هدف نرسيدهاند باز هم عناصر مذهبي که در دوران شکل گيري نقش داشتند و فعال بودند، نتوانستند اين تحولات و انقلابات را صيانت کنند و نگذارند که مصادره شود. عناصر ليبرال و غرب زده و نمايندگان فريب خورده آنها را مصادره کردند. در يک کلمه هم مي شود گفت که فقدان رهبري با کفايت موجب شد که اين انقلابات از مسير اصلي خود منحرف شوند.

-در مذهب شيعه شهر قم به عنوان مرجع فکري و عقيده اي تشيع محسوب مي شود و در جهان اهل سنت الازهر مصر اين نقش را دارد ؛ نظر شما در اين رابطه چيست؟

جامعه الازهر جايگاه مرجعيت دارد همان گونه که قم جايگاه مرجعيت در جهان تشيع دارد. اين اندکي قابل تامل است. جامعهالازهر زماني شهرت جهاني داشت و علمايي در جامعه الازهر مديريت مي کردند که کاملا مقيد به موازين شرعي و فقهي اسلامي بودند. امروزه به دليل آن شهرت قبلي هنوز در کشورهاي غربي و جهان اسلام شايد تصور همين باشد مرجعيت دست جامعه الازهر است؛ ولي چنين نيست. در کشورهاي عربي ممکن است جامعه ي الازهر به لحاظ عملي   تفوق داشته باشد، ولي در شبه قاره هند که اکثريت مسلمانان جهان را تشکيل مي دهد و در کليه ي جاهايي که   مذهبيها  در  اکثريت اند، آنجا در اين مناطق به جاي الازهر،  دارالديوبند  و دارکلنو(ندوت العلما)  مطرح است، که اينها در جوامع اهل سنت حنفي زندگي مي کنند. به مراتب نقش اين دو موسسه علمي از الازهر بيشتر است . چون مرکز ثقل مسلمانان در ديوبند است    به خصوص مذهب حنفي در هندوستان، پاکستان ، افغانستان و شرق ايران که اهل سنت خراسان و بلوچستان، بنگلادش سريلانکا و کشورهايي که مجاور هند هستند.

يعني در حال حاضرهند به امّ القراي اهلسنت تبديل شده است؟

بله، هميشه در نگاه احناف، هند بوده و هست.

اما بعضي ها براين باورند که عربستان اين نقش را ايفا مي کند؟

نه، درست است که به خاطر وجود حرمين، اهميتي که عربستان دارد قابل انکار نيست، ولي از لحاظ علمي نه و عامه مسلمانان به فتواي دارالديوبند و ندوت العلما اهميت قائلاند. به دليل بعضي از تفاوت ها ارزش و اعتبار را به علما و مفتيهاي عربستان نمي دهند. هرچند جامعه مدينه هست و آنجا دانشجويان هم از جهان اسلام براي تحصيل به آنجا مي روند و مشغول تحصيل اند، ولي خوب اگر ما عربستان را از مديريت حرمين کم کنيم. ديگر ارزش چنداني نزد علما و فقهاي اهل سنت ندارد. شبه قاره هند با علماي آن جا (عربستان) تفاوت زياد فکري دارند.  

نظرتان در مورد اتفاقاتي که در سوريه درحال وقوع است، چيست؟

بعد از اينکه بيداري اسلامي صورت گرفت، دو جريان در مقابل همديگر قرار گرفتند؛ جرياني که از يک طرف به رهبري عربستان و ترکيه بود، که مي خواست انقلاب ها را به سمت حکومت هاي خودشان هدايت کنند و از طرفي ايران هم که خودش را به عنوان کشوري که حرفي براي گفتن دارد خواست تفکر خودش را به کشورهاي ديگر معرفي کند. متاسفانه شاهد اين درگيري ها در کشورهاي بحرين و سوريه بوديم، به طوري که عربستان رسما به صورت مستقيم وارد شد و همراه با رژيم بحرين مردم را سرکوب کرد و مستقيما به سوريه نيرو اعزام مي کند.

ديدگاه من در قبال سوريه ديدگاه مقام معظم رهبري است؛ اما آنچه که از رسانه ها به گوش مي رسد اين است که بر همان اساس که ايران از سوريه حمايت مي کند بر همان اساس ترکيه و عربستان از معارضين حمايت مي کنند. خود کشورهاي عربستان و ترکيه هم معتقدند اگر ايران در اين قضيه پيروز شود آنها منزوي مي شوند.

ايران حرفش اين است که از دولت قانوني و رسمي سوريه حمايت مي کند و شما از کساني حمايت مي کنيد که از کشورهاي ديگر در سوريه مي جنگند.

آن ها ادعا مي کنند که دولت سوريه رسميت ندارد. هر چند که در بين معارضان تعداد سوري ها خيلي ها کم است و اکثرا از خود عربستان ترکيه و جاهاي ديگر هستند.

من معتقدم جريان سوريه يک جريان سياسي است و در جريانات سياسي نظر بنده همان نظر مقام معظم رهبري و مسئولين کشورمان است و بارها گفتهاند که ما اگر از سوريه حمايت مي کنيم نه به خاطر حفظ حزب بعث و بشار اسد است، بلکه به خاطر جريان مقاومت از سوريه حمايت ميکنيم. نظر من هم همين است. من جريان سوريه را يک جريان مذهبي نمي دانم؛ بلکه آن را يک جريان سياسي مي دانم. به دو دليل ديدگاه من ديدگاه مقام معظم رهبري است. اولاً اينکه نظر بنده همين است و دوم اينکه سياست کلي کشور ما در اختيار مقام معظم رهبري است و ايشان صلاح مملکت را از هر کسي بهتر مي دانند و اگر کسي هم ديدگاه متفاوتي دارد، بخاطر مصالح نظام و مملکت بايد از ديدگاه مقام معظم رهبري حمايت کند.

نظرتان در مورد جريان تکفيري ها چيست؟

اين سوال جواب مفصل مي خواهد. تکفيري ها يا به عنوان وهابي ياد مي شوند يا به عنوان سلفي. بنده با جنبهي سياسي وهابيت کاري ندارم. صحبت من درباره ي جنبهي تاريخي و علمي وهابيت، سلفيت و اهل سنت است. در حال حاضر فرقه اي پيدا نمي شود که خود را به وهابيت نسبت دهد. اينهايي که ما به عنوان وهابيت مي شناسيم اينها خود را وهابي نمي دانند، اينها سلفي هستند.

همان طور که ما اهل سنت به سلف خودمان که صحابه و خلفا هستند اعتقاد داريم، به سلف اهل تشيع (اهل بيت ، ائمه، حضرت علي (ع) امام حسن(ع) وامام حسين(ع))اعتقاد داريم. اگر در کتاب هاي حديث ما نگاه کنيد يک عنوان مستقل براي فضيلت اين بزرگواران ذکر شده است.

در بُعد اصطلاحي، ما اگر واژه سلفي را بررسي کنيم به گروهي سنتي، احساساتي و ظاهرگرا گفته مي شود. اينها همين تندروهايي هستند که ما آنها را به عنوان وهابي مي دانيم .اما آنها خودشان را وهابي نمي دانند و مي گويند ما حنبلي هستيم. حنبلي هاي تندرو، بيشتر قشر جوان و ناپخته و احساساتي که اينها را سنتي، ظاهري و احساساتي مي نامند، که عقايد افراطي و تکفيري دارند و غير از خود، ديگران را مسلمان نمي دانند.

-آيا تکفير کردن اهل قبله در همه مذاهب سنت حرام است ؟

بله، تمام اهل سنت در چهار مذهب اهل سنت (حنبلي، شافعي، مالکي، حنفي) يک اهل قبله اي، يک شخص مسلماني که نماز و قرآن مي خواند و روزه مي گيرد، تکفيرش حرام است.گروه سلفي نصح ظاهري و احساساتي آنها به يک عبارت قرآن يا يک عبارت حديث، متمسک مي شوند. بقيه روايات را در کنار اين قرار نمي دهند. عمل پيامبر ، صحابه، ائمه را در کنار هم قرار نمي دهند، بلکه به يک عبارت متمسک مي شوند و فتوا ميدهند و اين يک گروه بسيار قليلي در دنيا هستند که ما آنها را به عنوان وهابي ياد ميکنيم و اين ها تقريبا قابل گفتگو هم نيستند و اصلاح اينها کار بسيار مشکلي است. اينها حاضر نيستند که حرف ما را بشنوند. از اين تکفيري ها در مصر وجود دارند ولي در مجموع کم است و حرفشان در بين مردم پذيرش ندارد. حالا ممکن است دشمن از اينها استفاده کند و کمک مالي و تسليحاتي با آنها کند، براي اينکه در کشورهاي اسلامي وحدت امت اسلامي را به هم بزنند و شيعه و سني را در مقابل هم قرار ميدهند.

-نقش علما درايجاد امنيت استان چيست؟

شرايط استان سيستان وبلوچستان با ساير استان هاي کشور متفاوت است. اکثريت جمعيت اين استان را اهل سنت تشکيل مي دهد و همچنين اين استان از جنوب با کشورهاي عربي مثل امارات و از شرق و شمال با کشورهاي بي در و پيکر پاکستان و افغانستان همسايه است. متأسفانه دو کشور پاکستان و افغانستان در سيطره آمريکا و استکبار است که سعي آنها بر اين است که کل ايران را نا امن کنند؛ نه فقط سيستان وبلوچستان را. اما چون سيستان وبلوچستان به اين دو کشور نزديک است، نا امني ها هم در استان ما بيشتر است. علاوه بر اين مسائل، جريان هايي در خود استان هست که عامل نا امني در استان هستند. براي جلوگيري از ناامني فقط نميتوان به حفر خندق و ديوار بتني اکتفا کرد و بايد در کنار اين مسائل اعتماد مردم منطقه را هم جلب کرد که شهيد شوشتري همين کار را انجام داد و امنيت را به دست خود مردم سپرد و اين امر در برقراري امنيت تأثير بسزايي داشت که اين تدبير از هر تدبير ديگري کاراتر بود. بايد مردم را در ايجاد امنيت استان دخالت داد.

به نظرتان براي مقابله با گروهک تروريستي جيش العدل چه تدابيري بايد انديشيده شود؟

به نظر من مسئولان بايد در گام اول ريشه اين گروهک تروريستي را در کشورهاي خارجي مثل پاکستان و افغانستان پيدا کنند. من معتقدم اگر ريشه اينها پيدا شود، جلو اينها گرفته مي شود. هدف اين گروهک تروريستي تفرقه انداختن بين سني و شيعه و ملتهب کردن فضاي کشور است.

-آيا در جريان جزئيات آزادي سربازان گروگان گرفته شده توسط جيش العدل هستيد؟

در جريان ريز اين مسئله نيستم؛ فقط تا اين حد مي دانم که برخي سران طوايف استان در آزادي اين گروگان ها نقش داشته اند و در چندين مورد با جيش العدل گفت وگو کردند و آن را نمي توان به حساب يک شخص يا گروه گذاشت.

 

 مصاحبه از : عارف سبحاني

لطفا با ذکر منبع استفاده فرمایید.


کانال تلگرام کانون کفا

  تاریخ انتشار:  ۳ خرداد ۱۳۹۳  |    تعداد بازدید:  ۴۸۱ بار  |    بدون نظر


نظر شما درباره این مطلب چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

*

چهار × پنج =